خرید بک لینک
میروم گل میخرم، باید بفهمد عاشقمگل برایش میبرم، باید بفهمد عاشقم...گل نیازی نیست، وقتی اینقدر حالم بد استاز همین چشم ترم، باید بفهمد عاشقم....از همین اصرار که هی سعی دارم بی دلیلاز مسیرش بگذرم، باید بفهمد عاشقم....از همین دیوانه بازی های بی حد و حساب از همین شور و شرم، باید بفهمد عاشقم....یک نفر در

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:05

تو گلی، تو فرشته ای، تو ماهی و هر چیز دوست داشتنی، که فکر کردنش تو رو یادم بیاره، وقتی گلی رو بو میکنم یاد تو میفتم، عطر گل های یاس میپیچه سرم، انگار نشستی روبرم، از ذهنم جم نمیخوری...

از دست دادن همچین آدمی، تا قیامت قلب آدمو میسوزونه، حسرت با تو بودن که تمومی نداره، به گل های یاس دست نمیزنم، بو کردنش آدمو دیونه میکنه، نه بخاطر عطرش، بخاطر تو، همه دنیا بهانست، برای یاد تو بودن....

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:05

هر شب قلب من پر میشه از جای خالیت، دلتنگت میشم، ...

عصر ذیدمت، باور کن اتفاقی...

از اون لحظه حالم گرفتست...

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:05

دیروز معلم ادبیاتمو دیدم، نزدیک 20سال پیش دوره اول راهنمایی، اولین دوره های اموزشش بود، هنوزم همون آدم سابق، انگار تو فریزر نگهش داشتن، گفتم چرا عوض نشدی؟ گفت شاد باشی، تو هم جوان میمونی...گفتم یادته انشا نوشته بودم، وسطش خندیدم و انشامو گرفتی و خودت تا اخر خوندی، گفتی قلم خوبی داری به شرط اینکه جدی

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:05

به کوی عشقِ تو
راضی شدم به نقش گدائی

اگر چه شُهره به هر شهر و
شهریار تو بودم...

همه شب سجده برآرم ، که بیایی تو به خوابم

و در آن خواب بمیرم ، که تو آیی و بمانی...

عمری دلم به سینه فشردی در انتظار
تا درکشم به سینه و در بر فشارمت

این سان که دارمت چو لئیمان نهان ز خلق
ترسم بمیرم و به رقیبان گذارمت

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:05

8 سال گذشت، انتخابات رو میگم، روزهای خاکستری ما هم گذشت، دور از هم، زندگی میتونست خیلی بهتر از این باشه، اگه تو باورم میکردی، بهم اعتماد میکردی و دستاتو دست من میسپردی، من هنوز با توام، روزهای خوب وبدم، تورو مثه فرشته نجات بالا سرم میدونم و باهاش حرف میزنم، چقدر دلم یاد تو میکنه، چقدر تو رو از خدا خاستم، این همه ندیدن، نشنیدن و نرسیدن...

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:05

تو بیداری، با تو زندگی میکنم، رویا میسازم ازت، ازت قول میگیرم بمونی، نه تو خیالم، به زبون میارم حرف دلم، دورو برمو میبینم کسی نشنوه، نفهمه ندونه با کی صحبت میکنم، کی تو دلم هست، برای کی میمیرم...

میخام بغلت کنم، در نرو، قلبم پر از حرف نگفتست، من به آغوشت نیاز دارم، برای خالی شدن، برای رهایی از اینهمه وعده های دروغ، بغلم کن، تنهایی منو ببین، که آغوشت همه درهارو به روم بسته، دست کشیدم از همه، از هر کسی که تنهاترم کنه، این تن فقط برای تو، خلق شده، فقط همین، یا تو، یا خیال تو...

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:05

وقتی خرداد می آید، سینه من به یاد عزیزی میتپد، ماه دوست داشتنیم رسید، نیمه خرداد برای من، تولد عزیزیست که یادش همیشه در قلبم محفوظ می ماند، من عصر امروز به دیدنت رفتم، هرچه بیشتر نزدیک میشدم، قلبم بیشتر به تپش میفتاد، مثله روزهای گذشته دیدم پنجره اتاق باز بود، وقتی سرمو برگردوندم دیدم رقیبم جلو خونش

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:05

بالاخره ماه عسل رو تو ماه عسل نشون داد، حتما نشستی پای برنامه احسان جون، الان تموم شد، تا اذان هم دیگه چیزی نمونده، خوش بحال ملت، مهمونایی که بعد یه مدت به آرزو هاشون رسیدنو نشون داد، ما هم به عشق یه نفر میشنیم نگاه میکنیم، تیتراژ قدیمی که کلی ازش خاطراه دارم و مرور میکنم و همیشه و هرجا که باشم بیادش میفتم، بیا که رهاشم از اینهمه غم...

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:05

امسال هم بدون تو گذشت، کنارت نیستم تا برات جشن بگیرم، دست هایت را در دست بگیرم و ببوسم، اما از همین فاصله دور، قلبم به یاد تو میتپد، قلبی که پس زدی، برای رسیدن بامداد دوشنبه، لحظه شماری میکرد، اما مثل همیشه، نتوانست اولین تبریک را بفرستد، چون تمام راه ها را برایش بسته است، بگذار انقدر دوستت داشته باشد، تا خودش خسته شود...

تبریک خشک و خالی مرا بپذیر، تولدت مبارک. . .

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:05

صفحه بندی